غلامرضا جلالى ( گروهى از پژوهشگران )
244
مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي )
پدرش مدت بيست سال زندانى شده بود « 1 » دستور قتل عام تمامى شاهزادگانى بود كه احتمال مىداد توسط برخى از سران قزلباش به حكومت برداشته شوند . سلطان حسن ميرزا كه اينك در مازندران بود بىجهت اميدوار بود كه در دوره شاه جديد به آزادى و قدرت بيشترى دست يابد ، زيرا مادر شاه وى را از صميم قلب دوست داشت و از طرف ديگر شاه اسماعيل از خود پسرى نداشت و بدينترتيب سلطان حسن ميرزا مىتوانست خود را وليعهد آينده مملكت بداند . « 2 » بنابراين او كه از دشمنى قبايل مازندران با يكديگر به ستوه آمده بود ، با كشتن پيشكار مازندرانى خود ، كه بر همه امور مسلط شده بود ، تصميم گرفت بدون كسب اجازه از شاه جديد بهسوى قزوين حركت كند . وى با اموال منقول خود بهسوى پايتخت روانه و در تهران مقيم شد . در اين هنگام شاه اسماعيل دوم كه نقشه قتل شاهزادگان صفوى را در ذهن داشت از آمدن سلطان حسن ميرزا به جانب پايتخت نگران شد ، بنابراين پيكى را به تهران فرستاد و به بهانه اينكه وسائل استقبال از او و ملكه مادر كه اينك در قم بسر مىبرد ، آماده نيست ، سلطان حسن ميرزا را به ماندن در تهران دستور داد . و او هم در تهران منتظر ماند . شاه اسماعيل مدتى بهانه مىآورد كه ساختمانها و اوضاع آماده نيست ؛ پس از چندى مسيب خان تكلو را به تهران فرستاد تا سلطان حسن ميرزا را به قتل برساند . از طرفى براى خام كردن اطرافيان از روى خدعه و فريب در حضور روحانيان و صاحبان كشورى خود را نادم و پشيمان نشان داد و فرستادهيى ديگر را اعزام كرد تا اگر مسيب خان هنوز سلطان حسن ميرزا را نكشته است ، از اين اقدام جلوگيرى كند . شاه اسماعيل اميدوار بود قبل از رسيدن فرستاده ، مسيب خان ، سلطان
--> ( 1 ) - والتر هينتس : شاه اسماعيل دوم صفوى / 129 ( 2 ) - همان